تبليغاتX
مقالات کشورهای وارث فرهنگ و تمدن ایرانی - « رنگين داد فر اسپنتا » وزير امورخارجه افغانستان در گفت وگو با «ايران»

مقالات کشورهای وارث فرهنگ و تمدن ایرانی

مقلات مربوط به "کشورهای وارث فرهنگ و تمدن ایرانی"

 
رنگين دادفر اسپنتا سال گذشته از سوى حامدكرزاى به عنوان وزير امورخارجه افغانستان به پارلمان معرفى شد و توانست به عنوان نخستين وزير خارجه داراى رأى اعتماد پارلمان به كار مشغول شود . او متولد ولايت هرات و دانش آموخته دانشگاه كابل و داراى مدرك دانشگاهى در روابط بين الملل از تركيه است. اسپنتا به دنبال اشغال افغانستان توسط شوروى سابق به آلمان مهاجرت كرد و استاد دانشگاه آخن شد. در اين سال ها در حزب سبز ها هم فعاليت داشت، پس از سقوط طالبان استاد دانشگاه كابل و مشاور رئيس جمهورى در امور بين الملل شد. وى پس از انتصاب به عنوان وزارت، تابعيت آلمانى خود را كنار گذاشت، قرار گرفتن اسپنتا به جاى دكتر عبدالله وزير امورخارجه سابق و چهره شناخته شده مجاهدين كنجكاوى زيادى نزد افكار عمومى ايران براى شناخت بيشتر او برانگيخته است. سفر اخير وى به تهران فرصتى براى فراهم آمدن بيشتر اين مهم بود. گفته مى شود در ۵ سال گذشته او از مهم ترين افراد در شكل دهى به سياست خارجى دولت افغانستان بوده است. اسپنتا مانند كرزاى از مجاهدين با احترام ياد مى كند، اما سعى دارد با گسترده كردن دايره تعريف مجاهدين افغانستان سهم و وزن افراد را زياد جلوه ندهد، در جريان سفر او به تهران فرصت كوتاهى دست داد تا گفت وگويى با او داشته باشيم، اسپنتا همه خصوصيات يك سياستمدار زيرك را دارد و با مهارت و دسته بندى شده به سؤال ها پاسخ مى دهد، حتى آنجا كه از مذاكره دولت با طالبان و معاوضه سران طالب در جريان يك گروگانگيرى كه منجر به كشته شدن روزنامه نگار افغان شد، گلايه مى كنم، مى گويد حق داريد ناراحت باشيد و باقى صحبت هايش كه پيش رو داريد.
285750.jpg

بسيارى از اعضاى جامعه جهانى منجمله همسايگان افغانستان و ايران به اميد مهار دو بحران و حل دو معضل امنيت و مواد مخدر بعد از وقايع ۱۱ سپتامبر، وارد پروژه بين المللى افغانستان شدند، اما خودتان مستحضريد اين دو موضوع همچنان حل نشده باقى مانده است، به نظرشما علت ها كدامند و در قبال آنها چه بايد كرد؟
برنامه ما براى مبارزه با تروريسم و همچنين مواد مخدر به علت پيروزى بسيار سريع بر طالبان، آن طور كه بايد تبيين نشد و مختصات دقيقى نداشت، براى پيروزى بر تروريسم بايد ابعاد مختلف آن را در نظر داشت، هم در عرصه داخل افغانستان و هم در صحنه بين المللى به معناى علل ظهور و خاستگاه و روابط شبكه هاى بين المللى تروريسم كه در افغانستان فعال بوده اند، چون جغرافياى بدون دولت افغانستان به يكى از مراكز تروريسم و مواد مخدر تبديل شده بود، ما براى هر دو اين پديده ها به استراتژى فراگير نياز داشتيم، يعنى از يك طرف حضور نيروهاى نظامى براى سركوب احتمالى تروريست ها و از جانب ديگر فراهم كردن زندگى بهتر براى مردم و ارتقاى سطح زندگى مردم و اشتغالزايى و همچنين بسيج خود افغان ها، به نظر ما مبارزه با تروريسم مسأله اصلى مردم افغانستان است و اين ها هستند كه بايد كار را به فرجام برسانند. عين همين مسأله درباره مواد مخدر هم صادق است، براى نابودى مواد مخدر تنها نمى شود كشتزارها را سم پاشى يا با تراكتور آنها را نابود كرد، البته اين اقدام هم لازم است، اما افزون بر آن بايد توليد بديل داشت تا كشاورزان بتوانند زندگى كنند و قيمت خريد محصولات را بايد بالابرد. براى مثال بعضى كشورها براى كمك به ما گندم ارسال مى كنند يا ساير مواد غذايى كه تا از مناطق دور به دست ما برسد قيمت بسيار بالا تمام مى شود، اگر همين پول در اختياركشاورزان ما قرار گيرد، آنها مى توانند گندم توليد كنند، آنگاه نابودى توليد مواد مخدر آسان تر مى شود. پس براى جمع بندى بايد بگويم، حضور نيرومند نظامى، مبارزه با شبكه هاى قاچاق بين المللى، ايجاد سطح مطلوبتر زندگى و توليد محصولات جانشين (آلترناتيو) توسط كشاورزان راه اصلى مبارزه با مواد مخدر است كه به علت ارتباط مستقيم دو پديده مواد مخدر وتروريسم، با اين اقدام ها مبارزه و مهار تروريسم نيز صورت مى گيرد.
با وجود تداوم نا امنى ها آيا مى توان انتظار به ثمر نشستن طرح ها و برنامه ها براى پيشبرد سازندگى و ارتقاى سطح زندگى كشاورزان و مردمان شهرنشين همسايه شرقى مان را داشت؟
نكته مورد اشاره شما بسيار مهم است، اما همان طور كه مى دانيد نا امنى ها اغلب در بخش كوچكى از افغانستان و در استان ها يا ولايات هم مرز با پاكستان است و ما تنها در اين مناطق با مشكل جدى مواجه هستيم، مناطق شمال، غرب و مركز وحتى بخش هايى در شرق و جنوب تا حدود زيادى از ثبات و امنيت برخوردار اند و گردشگر هاى خارجى در آنها سير و سياحت دارند. خوشبختانه مناطق امن زياد است، البته ما بايد بتوانيم امنيت را به همه مناطق تسرى بدهيم، يك شعار را بايد بپذيريم كه بدون امنيت نمى شود از توسعه و بازسازى صحبت كرد و بدون توسعه و بازسازى نمى شود امنيت را برقرار كرد، يعنى در افغانستان اين دو مقوله با هم رابطه متقابل دارند و بايد همزمان در نظر گرفته شوند.
با وجود توفيقات مهم دولت شما در ۵ سال گذشته مثل بازسازى نهادها، برقرارى حدى از امنيت، پايان جنگ هاى فراگير، بازگشايى مدارس بويژه مدارس دخترانه؛ اما به هر حال چالش ها و مسائل امنيتى به صورت جدى وجود دارد، شما به صراحت لهجه معروف هستيد، مى خواهم بدانم آيا طرف هايى هستند كه به نظرتان در كارها كوتاهى كرده باشند؟ انتظارات برآورده نشده از جامعه جهانى، همسايگان و حتى خود افغان ها وجود دارد؟
در اين باره بايد اول از خودمان بگويم، دولت ما هنوز توانايى عرضه خدمات لازم را به مردم ندارد، حتى در سطح حداقلى، شيوع فساد در ارگان هاى دولت خود يكى از عوامل دلزدگى مردم است، به همين دليل در مناطق جنوب ما نمى توانيم پشتيبانى فعال مردم را داشته باشيم، يعنى نوعى از پشتيبانى كه تنها محدود به انزجار مردم از تروريست ها نباشد و بتواند به صورت فعال براى رويارويى با تروريسم بسيج شود؛ پشتيبانى ما در جنوب در حال حاضر غير فعال است، مردم طرفدار دولت هستند اما براى جلوگيرى از تحركات طالبان فعال نيستند، دليل آن هم ضعف عملكرد دولت است، چاره كار را هم پيشتر اشاره كردم كه اميدوار ساختن مردم و مشاركت دادن فعال هرچه بيشتر آنهاست. درباره جامعه جهانى هم با وجود اين كه پول هاى فراوانى به افغانستان داده اند، از جمله كمك هايى كه آمريكا كرده است، اما دولت افغانستان به عنوان عامل و مجرى برنامه هاى توسعه در نظر گرفته نشد، دولت درصد بسيار ناچيزى از كمك هاى بين المللى را مى تواند در اختيار گرفته و به مردم ارائه كند. مورد مهم ديگر اهمال و كوتاهى صورت گرفته در تقويت نيروهاى امنيتى است، وقتى ما مى خواهيم با تروريسم و مواد مخدر مبارزه كنيم بايد ارتش و پليس ملى با سرعت بيشترى سازماندهى مى شد.
پس شما هم اعتقاد داريد سياست هاى عمده كشورهاى حاضر در صحنه افغانستان نيازمند بازنگرى است، همين طور است؟
ببينيد ما با جامعه بين المللى به توافق هايى رسيده ايم و ميان ما هم نظرى وجود دارد، امسال ما از آمريكا و اتحاديه اروپا براى تقويت نيروهاى امنيتى و بازسازى كمك هاى زيادى گرفته ايم، اين توافق ها نشان از آن دارد كه استراتژى فراگيرى كه ما از يكسال و نيم قبل مطرح كرده ايم تا حدود زيادى مورد پذيرش جامعه جهانى قرار گرفته است، اما كاستى هاى مورد اشاره نيز وجود داشته است كه بايد براى رفع آنها در چارچوب توافق هاى موجود عمل كنيم. در واقع ما و همه اعضاى جامعه جهانى داراى مسئوليت هايى هستيم و بايد به آنها بهتر از پيش عمل كنيم.
در بحث گسترش نا امنى ها به عنوان چالش مهم در افغانستان و منطقه، در ماه هاى گذشته به نظر مى آمد دولت به خوبى تماميت خواهى و آشوب طلبى طالبان را درك كرده است، شما در سخنرانى خود در تهران به اين موضوع اشاره كرديد، همچنين احساس مى شد در دولت به نيروهاى ملى و مذهبى و مجاهدين توجه بيشترى خواهد شد، اما امروز دولت دوباره سراغ مذاكره با طالبان رفته است، با وجود تماميت خواهى و قائل نبودن طالبان به روند سياسى تازه و قواعد آن، آيا براى به نتيجه رسيدن مذاكرات اميدى باقى مى ماند؟
نه اين طور كه مى گوييد نيست، مذاكره با طالبان به معنى مورد نظر شما وجود ندارد، اجازه بدهيد موضوع را قدرى باز كرده و تشريح كنم، طالبان يك مقوله جاودانى و تغيير ناپذير نيست، طالبان در درجه اول يك طرز تفكر تماميت خواه و بخشى از يك سازمان تروريستى بين المللى است كه عناصر غير افغان زيادى را هم در اختيار دارد، حال اگر قرار باشد عناصرى از اين طرز تفكر بريده و حاضر باشند سلاح بر زمين نهاده و قانون اساسى و ديگر قوانين كشور ما را بپذيرند، به صلاح افغانستان و جامعه جهانى و همسايگان ماست كه اين افراد فرصت زندگى صلح آميز را پيدا كنند، يعنى تكيه بر ابزار نظامى و خشونت اگر چه لازم و اجتناب ناپذير است اما تنها راه حل نيست، در افغانستان كنونى متأسفانه تكيه بر ابزار نظامى شرط لازم براى مهار طالبان است اما شرط كافى نيست و بايد توأمان دو روند مبارزه و بازگشت آنها به زندگى صلح آميز را پى گرفت، آنچه شما به عنوان مذاكره با طالبان ياد كرديد خوشبختانه وجود ندارد و آنچه آقاى كرزاى گفته اند مطلب ديگرى است. در چارچوب كميسيون تحكيم صلح در افغانستان ما سال گذشته توانستيم بيش از ۲ هزار جنگجوى طالبان را به زندگى غير نظامى برگردانيم و كمك كنيم يك زندگى عادى و طبيعى را آغاز كنند، برخى از رهبران طالبان هم كه بعد از سقوط طالبان از آنها بريدند در افغانستان مانده اند، بالاخره ارتباط و رسيدگى به امور آنها نيز از وظايف و برنامه هاى دولت است.
متوجه منظور شما شدم، پس مذاكره و همراهى دولت با آن عده از طالبان صورت خواهد گرفت كه از طالبان بريده باشند و با حفظ ماهيت طالبانى آنها مذاكره اى صورت نخواهد گرفت.
بله، همين طور است.
285753.jpg
از بابت مذاكرات و تعاملات دولت با طالبان، اين روز ها روزنامه نگاران از دولت شما دچار دلشكستگى شده اند، ما هم از اين خانواده ايم، قضيه مربوط است به كشته شدن يك روزنامه نگار افغانى از سوى طالبان در حالى كه براى آزادى روزنامه نگار ايتاليايى همراه او دولت افغانستان شمارى از سران طالبان را آزاد كرد، اما براى فرد افغانى چنين نشد، علت اين رفتار دولت شما چه بود؟
اين دلشكستگى كاملاً بر حق ايجاد شده است و روزنامه نگاران حق دارند ناراحت و دلگير باشند، باور كنيد رئيس جمهور كرزاى و اعضاى دولت ما بى نهايت از اين واقعه متأثر شدند، من بر اين باورم كه با تماميت خواهان نبايد معاوضه انجام داد، يعنى اگر يك بار در قبال گروگانگيرى دست به معاوضه زده شود، مدرسه گروگانگيرى به راه خواهدافتاد و هميشه بايد در قبال گروگان ها معاوضه كرد، اين سخن كه مى گويم هرچند به لحاظ اخلاقى درست نيست ولى سياست درست تر آن بود كه ما ابعاد فاجعه را درك مى كرديم و زيرفشار و درخواست دولت ايتاليا معاوضه انجام نمى شد، ولى به دليل روابط خاص كه با ايتاليا داشتيم و با فشارهايى كه واردآمد و با محظوريت هاى اخلاقى به معاوضه تن داديم، اما نكته مهم اينجاست كه قرار ما با طالبان از طريق ميانجيگريها، آزادى هردوخبرنگار بود، هم خبرنگار افغان و هم ايتاليايى.
پس با خلف وعده مواجه شديد و قرار نبود براى فرد ايتاليايى معاوضه كنيد و براى افغانى دربند حاضر به معاوضه نباشيد؟
بله ما با يك خلف وعده تأسف بار مواجه شديم، قرار ما آزادى دو خبرنگار بود، حتى اگر سرراننده را نبريده بودند ما براى ۳نفر قرار مى گذاشتيم ولى متأسفانه راننده شهيد شده بود و مانده بودند دو نفر و براى رئيس جمهور و دولت قساوت و بى رحمى و عهدشكنى صورت گرفته اصلاً باوركردنى نبود.
آقاى اسپنتا شما به جاى دكتر عبدالله از نيروهاى سرشناس مجاهدين به عنوان وزيرامورخارجه منصوب شديد، بعضى اين تغيير را نشانه دست بالاتر نيروهاى تكنوكرات و متمايل به غرب در دولت تعبير كردند، نظرشما چيست؟
انتصاب من به جاى دكتر عبدالله به معناى نفى تلاش ها و اقدامات جناب دكتر عبدالله نيست، من پروسه مدرنيزاسيون و اصلاحات وزارت امورخارجه را كه ايشان آغاز كردند، دنبال مى كنم، البته طبيعى است من به عنوان فردى كه حرفه و مسلكش علم سياست است تفاوت هايى با ايشان دارم و شايد بيان ما هم تفاوت هايى داشته باشد، همچنين تدوين خطوط و اصول كلى سياست ها هم شايد تاحدى تفاوت داشته باشد، شما مى دانيد در جهان تعويض وزرا بعد از يك دوره براى جلوگيرى از روزمرگى در امور امرى متداول و طبيعى است، وزراى مادام العمر يا وزرايى كه طولانى مدت در مصدر كار مى مانند بالطبع دچار تكرار مى شوند، درباره نگاه خودم به دوستان و عزيزان مجاهد در افغانستان هم بايد بگويم تمام مردم افغانستان مجاهد هستند، اغلب مردم ما در برابر اشغال توسط شوروى سابق و بعد در جريان اشغال دومى كه از جنوب در كشور صورت گرفت درجريان مقاومت ملى حضور داشتند، اين مقاومت ملى را زنده ياد احمدشاه مسعود به عنوان يكى از مبارزان دلير و قهرمان كشور ما سازماندهى و رهبرى كرد كه اين يكى از فصول بسيار پرافتخار كشور ماست و درعين حال غم انگيز هم هست، بخاطر كشتار و قتل عام و تاراج هايى كه صورت گرفت، شما مى دانيد بانوان و نوباوگان كشور ما به اسيرى گرفته شده و در بازارهاى پيشاور و كراچى در اواخر قرن بيستم به كنيزى فروخته شدند، تاكستان هاى ما ويران شدند و در شهرهاى ما مادران و خواهران ما حتى براى رفتن به بازار دركوى و برزن شلاق خوردند، حوادث غمناك بسيار بوده است، در برابر ناملايمات، مردم زيادى در افغانستان مقاومت كردند و جهاد در انحصار چندتن نبوده است و به نظرم تقليل دادن موضوع كار خوبى نيست، امروز افغانستان درمرحله سازندگى است، در سازندگى هم بايد با وفاق ملى شركت كنيم، يعنى تمام نيروها جداى از اين كه چه فكر مى كنند بايد براى برقرارى آشتى ملى و نزديك كردن نيروهاى سياسى كار كنند و اين ممكن نيست مگر روح وفادارى به دولت را رشد دهيم، با كمال تأسف اشخاصى در افغانستان به دليل تجربه ۲۸ سال گذشته روحيه گريز از مركز دارند و به اصطلاح نيروهاى گريزنده از مركز محسوب مى شوند، درحالى كه مسأله اصلى ما ايجاد يك دولت مركزى مبتنى بر قانون و وفاق ملى است تا بتواند قوانينش را در سراسر كشور اجراكند، لذا اولويت امروز آن است كه همه نيروها با همزيستى و همكارى مدلى فراگير و ملى را سامان بدهند، ما در دولت دست همه نيروها را اعم از مجاهد يا تكنوكرات كه شما و ديگران مى گوييد ، اگر چنين ميل و تمايلى داشته و براى آن بكوشند به گرمى مى فشاريم.
روند مورد اشاره شما براى ايجاد ثبات و وجود دولتى فراگير، مسئول و پاسخگو موردحمايت ايران به عنوان يكى از دوستان و شركاى مهم منطقه اى افغانستان است، شما در بحث مسائل دوجانبه هميشه گفته ايد، ايرانى ها مطمئن باشند تهديد امنيتى از مرزهاى شرقى متوجه شان نخواهدبود، مى خواهم راحت تر از شما بپرسم با توجه به چالش هاى موجود ميان ايران و آمريكا در حالت هاى مختلف فرضى، براى اين سخن شما و ديگر مقام هاى دولت افغانستان چه تضمينى وجوددارد؟
285756.jpg
بابت آنچه به افغانستان مربوط است تضمين و اطمينان وجوددارد، يكى ديگر از همكاران شما هم از من سؤال كرده و نگران بود كه مقدار زيادى سلاح و تجهيزات وارد افغانستان شده است، در حالى كه من به عنوان وزير امورخارجه افغانستان مى گويم نگرانى ما از كمبود نفر و اسلحه است ولى ما اين موضوع را با جامعه جهانى مطرح نمى كنيم و درخواست ما تقويت استراتژى فراگير مبارزه با تروريسم است كه شامل پيشبرد بازسازى، تقويت نيروهاى افغانستان و سياست و برخورد فعال در قبال منابع و محل هايى است كه تروريست ها از آنجا برمى خيزند، درحالى كه مقدار سلاح هاى سنگين و نيروى هوايى كه امروز ائتلاف ضد تروريسم به افغانستان آورده است با توجه به تهديدهاى موجود بايد بيشتر مى بود، آنچه هم اكنون وجوددارد باتوجه به توانايى هاى جمهورى اسلامى ايران، خوشبختانه درحدى نيست كه امنيت ايران را درمعرض خطر قراردهد، پس تضمين اول اين است كه موجوديت نيروهاى نظامى و سلاح ها و كيفيت و نحوه استفاده به گونه اى نيست كه خطرى براى ايران باشد، مسأله ديگر كه بايد موردتوجه قرارگيرد اين است كه ما با همه مشكلاتى كه داريم بالاخره يك دولت هستيم و حدود و ثغور سياست هاى خود را مى دانيم، در همه صحبت هايى كه رئيس جمهور كرزاى با مقام هاى غربى دارد و حتى خود من داشته ام خوشبختانه هيچ اشاره و صحبتى از جانب آمريكايى ها مبنى بر تهديد ايران ازطريق افغانستان نشنيده ايم، برعكس مقام هاى آمريكايى در صحبت هايشان و اخيراً خانم رايس در ملاقات با من در بروكسل اين اصل كه مناسبات ما با ايران مربوط به خودمان و به نفع افغانستان است و بايد ادامه يابد را پذيرفته و قبول دارند.
جناب عالى هميشه نقش ايران در حمايت از روند سياسى نوين و بازسازى در افغانستان را موردستايش و تقدير قرار داده ايد، حال مى خواهم بپرسم آيا در آينده امكان دارد ميان دو كشور مسأله اى به نام بحران آب وجودداشته باشد؟ حقابه ها در مذاكرات قابل تعيين و حل است يا احتمال بحران هم وجودخواهدداشت؟
فكر نمى كنم چنين بحرانى ايجادشود، شما مى دانيد مسأله آب در قرن ۲۱ از مسائل بسيار پيچيده منطقه و جهان خواهدبود، بويژه در شمال آفريقا و خاورميانه مسأله آب بى نهايت مهم خواهدبود، ما با ايران براى حل مسائل درباره آب مشكلى نداريم، درباره آب هيرمند توافقنامه داريم و افغانستان حاضر است توافقنامه را همان طور كه حدود و ثغور آن تعيين شده اجراكند.
حتى در ماههاى كم آبى؟
در ماههاى كم آبى هم در توافقنامه قيدشده كه چه مقدار آب در ثانيه بايد به سمت ايران بيايد.
درباره آب هريرود چطور؟ آيا ۲ كشور توافقنامه جديدى را شكل داده و تنظيم خواهندكرد؟
درباره آب هريرود ما بايد مطالعات خود را كامل كنيم، افغانستان در سال ۱۹۷۶ ميلادى ساخت سدى در شرق هرات را آغاز كرد، ۶۰ درصد آن پيش رفته بود كه تجاوز شوروى صورت گرفت و در جنگ هاى بعدى حتى سيمان و آهن سد به غارت رفت، بعد ايران با تركمنستان سد دوستى را ساخت، آن موقع و در سال ۱۹۹۳ وزارت خارجه ما نامه اى به ايران و تركمنستان نوشت كه ما قبلاً چنين سدى را درنظر داشته ايم و اميدواريم حقابه افغانستان به گونه اى درنظر گرفته شود كه در آينده و در صورت كم آبى مشكلى ميان سه كشور ايجاد نشود، آن موقع به نامه پاسخ داده نشد ولى سال گذشته يك نامه از طرف ايران و تركمنستان به افغانستان ارسال و مسأله مجدداً مطرح شد. به نظر من نظام استفاده از رودخانه ها مسأله جديدى نيست و حقوق بين الملل درباره آن صراحت دارد، ما بايد ببينيم كشورها درموارد مشابه چگونه تصميم گرفته اند، بايد ارزيابى كنيم چه مقدار آب هريرود وارد ايران مى شده و طول و جغرافياى رود چگونه است؟ هر سه كشور بايد بنشينند و با مطالعات علمى و باتوجه به موازين و نظام آب در جهان و همچنين دوستى و پيوندهاى موجود روى اين مسأله فكر كرده و درباره آن به نتيجه برسند، به ضرس قاطع بر اين نظرم كه ما آنقدر موارد مشترك داريم كه مسائل خيلى پيچيده تر از اين را مى توانيم برپايه دوستى و برادرى حل كنيم.
به خاطر كمى وقت دو سه سؤال آخر را يكجا مى آورم، در اين سفر چه اهدافى را تعقيب كرديد؟ از طرح هاى مشترك ميان دو طرف مثل راه آهن چه خبر؟ و ديگر اين كه گفته شده براى دعوت از آقاى احمدى نژاد آمده ايد، اهميت و ابعاد سفر ايشان به نظر شما چه خواهدبود؟
آقاى كرزاى پارسال به ايران آمدند، درآن سفر صحبت هايى صورت گرفت و بعد برادر و همكار من آقاى متكى به كابل تشريف آوردند و ما موافقتنامه همكارى هاى ميان ايران و افغانستان را امضا كرديم با هدف ارتقاى تراز تجارى سالانه به يك ميليارد دلار، من يقين دارم سفر آقاى احمدى نژاد در ارتقاى روابط متقابل دو كشور يك گام مهم خواهدبود. مردم افغانستان و دولت منتظر تشريف فرمايى ايشان هستند، در ديدار دو رئيس جمهورى خيلى از مسائل موردبحث قرار خواهدگرفت و ما پيشرفت هاى ديگرى خواهيم داشت و روابط به سطح عالى ترى ارتقا خواهديافت. در ديدار و سفر اخير من كه در پاسخ به سفر آقاى متكى صورت گرفت، ما روى مسائل موردعلاقه و زمينه هاى موجود همكارى مانند راه آهن و جاده سازى در افغانستان و سرمايه گذارى و راههاى توسعه تبادلات ميان ايران وافغانستان، مسائل دانشجويان و مهاجران و خيلى از مسائل ديگر صحبت هاى خوبى كرديم و تمام اين صحبت ها به زبان فارسى درى صورت گرفت.
دراين مذاكرات به زبان مشترك و شيرين فارسى آيا در بحث مهاجران به نتايج مرضى الطرفين رسيديد؟
ما پيشرفت هايى داشتيم و اميدواريم اين صحبت ها ادامه يابد، تصميم گيرى در اين زمينه جزو حقوق حاكميتى كشور برادر و همسايه ايران است، ما هم نيازها و مسائل خود را گفته ايم و در اين زمينه بازهم صحبت خواهيم داشت.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 16:39  توسط حسین رمضانی خردمردی  |