|
از ايران بياموزيد
|
|
|
دكتر فيصل قاسم منبع: روزنامه الشرق قطر
ايران يك كشور اسلامى و در مجاورت كشورهاى عربى قرار دارد و شمار زيادى از عرب ها در آن زندگى مى كنند، و در مقابل تعداد زيادى از اتباع ايران به عنوان شهروند در كشورهاى عربى زندگى مى كنند. خلاصه كلام اين كه ما به ايرانيان نزديكيم و ايران نيز در بسيارى زمينه ها به ما نزديك است. تا آنجا كه در زمينه فرهنگى با هم اشتراكات بسيار داريم. اما با وجود قرب جغرافيايى، در زمينه هاى سياسى و اقتصادى و صنعتى ما بسيار از آنها عقب مانده تريم، مانند اين كه ما در كره ديگرى زندگى مى كنيم. در حالى كه همه رژيم هاى عرب با انجام انتخابات پارلمانى و رياست جمهورى ساختگى به ريش مردم خود مى خندند، ايرانى ها دروازه دموكراسى را فتح كرده اند. اعضاى پارلمان ايران منتخب واقعى مردم هستند و مانند ما با فرمان وارد مجلس نمى شوند و در انتخابات رياست جمهورى برخلاف برخى كشورهاى عرب كه رقباى رئيس جمهور عوامل دست پرورده سازمان هاى اطلاعاتى و مزدبگير هستند كه با صحنه سازى به نفع رئيس كناره مى گيرند، ايرانيان بارها انتخابات حقيقى اجرا نموده و در رقابتى واقعى به مصاف هم مى روند و هيچ كس نمى تواند قبل از شمارش آرا نتيجه انتخابات را حدس بزند. همان گونه كه همه از پيشى گرفتن احمدى نژاد بر كانديداى صاحب نام رفسنجانى درانتخابات مبهوت شدند، هر آينه كه زيباترين نشان رئيس جمهورى جديد ايران اين است كه او فرزند واقعى ملت بود، او فردى ساده پوش و ابرازكننده آرمان هاى بخش اعظم ملت ايران است و چقدر مؤثر بود آن تصويرى كه از كفش احمدى نژاد كه از سوى يكى از عكاسان منتشر شد. كفشى كه وى قبل از ۵ سال خريدارى كرده بود و همچنان با افتخار و عزت آن را مى پوشيد در حالى كه بيشتر رهبران عرب ميليون ها دلار براى خود و اطرافيان شان هزينه مى كنند. پيشرفت ايرانيان تنها در بعد سياسى نيست، بلكه مى روند تا با ملل زنده دنيا رقابت كنند. به ياد دارم چندى قبل كه از يك نمايشگاه بين المللى در يك كشور عربى بازديد داشتم و ابتدا در غرفه هاى نمايش كالاهاى عربى رفتم و مشاهده نمودم كه برخى خرماى خشك را به نمايش گذاشته و برخى ديگر روغن زيتون يا صنايع برنزى كهنه و خلاصه توليدات عرضه شده از كشورهاى عرب جز شيرينى و مواد غذايى بى كيفيت نبود. اما زمانى كه به غرفه توليدات ايران رفتم بهت و حيرت مرا فراگرفت، زيرا خود را در برابر تجهيزات و ماشين آلات عظيم صنعتى ساخت ايران ديدم كه نشان مى داد تكنولوژى و صنعت در ايران تا چه حد پيشرفت نموده است. در غرفه ايران نشانى از پسته معروف ايرانى و يا خرماى با كيفيت آن نبود، حتى فرش دستباف ايران كه از هنر بالايى برخوردار است در اين نمايشگاه عرضه نشده بود. زيرا ايرانيان جز توليدات پيشرفته خود عرضه نمى كنند و شايد مى خواستند به ما بگويند كه نمى خواهيم محصولات سرزمينى ايران را عرضه نماييم بلكه ساخته عقل دانشمندان و كارشناسان خود را به نمايش مى گذاريم. شايد عراق نيز در نظر داشت كه به قدرتى اتمى تبديل شود كه در هم شكسته شد و اين كشور به دوران عصر حجر بازگشت. ديگر كشورهاى عرب در جاى خود مانده اند و هيچ استفاده اى از ثروت هاى هنگفت نفتى خود جز براى ساختن كاخ ها و برج هاى بلند و يا پر كردن بازار از اتومبيل هاى آلمانى و ژاپنى نمى كنند. در حالى كه جاده هاى ايران مملو از اتومبيل هاى ملى ساخت خود آنها است كه در خيابان ها و پل هاى عظيم و مدرن ايرانى كه جز در ژاپن نمى توان نمونه آن را مشاهده نمود در حركتند و همه آنها به دست ايرانيان طراحى و اجرا شده است. ايرانى ها به ساخت تجهيزات ماشين آلات اكتفا نكرده بلكه قدرت و توان اتمى خود را نيز پيشرفته كرده اند تا آنجا كه سراسر جهان در برابر اين دستاورد به حال آماده باش درآمده است. زيرا برخورد عزت مندانه ايران همانند يك ابر قدرت است. اكنون آيا سزاوار است كه ما ملت نااميد عرب كه با فشردن دست هاى خود به هم، از اقتدار ملى و عزت مدارى ايران به وجد آمده نكوهش كنيم؟ حتماً اين حق را نداريم. زيرا در شرايطى كه رژيم هاى حاكم بر جهان عرب به سوى سازش با اسرائيل روى آورده و دستورات كاندوليزا رايس را حتى در كنفرانس سران خود مو به مو اجرا مى كنند، يك انسان عرب وادار مى شود تا در برابر بزرگ منشى و مردانگى و ايستادگى ايرانيان سر تعظيم فرود آورد. اما مضحك و خنده دارتر آن، توقع حكام عرب از ايران است كه برخى از آنها خود به سر فرود آوردن و گدايى سياسى، اقتصادى و صنعتى در برابر غرب اكتفا ننموده بلكه از ايران نيز مى خواهند تا مانند آنها در برابر دشمن سر فرود آورد. يعنى اين كه نه به خود رحم مى كنند و نه به رحمت خدا براى ديگران راضى هستند و به جاى اين كه از ايران پيروى كنند، آنان را به مسير سازش به بهانه واهى عقلانيت فرا مى خوانند كه اين خود يك خدعه و فريب آشكار است. چگونه مى توانيم ميليون ها انسان عرب را كه هوادار روحيه پايدارى ايران شده اند سرزنش نماييم، مگر نه اين كه آنها مى بينند كه تهران پيروزى را در پشت پيروزى بر ضد نيروهاى سلطه و استكبار جهانى رقم مى زند. و در زمانى كه ناوگان هاى آمريكايى و غربى آب هاى سرزمينى عرب را درمى نوردند و در ميان سكوت مطلق آنها به هر جا كه بخواهند وارد مى شوند، تنها ايران است كه ۱۵ نظامى نيروى دريايى انگليس را تنها بخاطر ورود در چند متر از آب هاى سرزمينى خود دستگير نموده و از تهديدهاى انگليس و آمريكا نمى هراسد و همان گونه كه روبرت فيسك روزنامه نگار بزرگ انگليسى مى نويسد: ايران، انگلستان و تونى بلر و ارتش انگليس را به ذلت مى كشاند و افزون بر آن دانشجويان ايرانى، سفارت انگليس در تهران را در محكوميت تجاوز آن كشور سنگباران مى كنند و دليل بالاتر بر اين عزت و اقتدار ملى، اقدام رئيس جمهورى احمدى نژاد در اهداى مدال شجاعت به فرمانده نيروى دستگيركننده تفنگداران انگليس است. و سرانجام تهران حاضر به آزادى درياداران انگليسى نمى شود مگر با دريافت عذرخواهى كتبى شخص تونى بلر و تعهد او در نزديك نشدن به آب هاى ايران در آينده و مگر ايران نيست كه بارها سفراى غربى را براى هر گونه تعدى ساده به عزت ملى ايرانيان تهديد به اخراج نموده. در حالى كه سران عرب جرأت احضار سفراى غرب را حتى براى مشورت ندارند، زيرا برخى از اين سفرا نقش تصميم گير و نمايندگى استعمارگر را ايفا مى كنند. چگونه انتظار داريم كه ملت هاى عرب، موضع سازشكارانه حكومت هاى خود را با پايدارى ايرانيان قابل قياس بدانند. در حالى كه مشاهده مى كنند ايرانيان اراده و اقتدار خود را در حفظ آب و خاك خويش به نمايش گذاشته ولى در مقابل، كشورهاى عرب سخاوتمندانه سرزمين خود را دودستى به طمعكاران تقديم مى كنند و حتى به اين اكتفا نكرده و هرگونه مقاومت در برابر استعمارگران را خود سركوب مى نمايند. ما به جاى دشمنى با ايران و انتقاد ازآن بخاطر ورود در باشگاه اتمى و توانايى آن در ساخت موشك هاى قاره پيما، بهتر است از آنها پيروى كنيم. نه اين كه ميلياردها از اموال مردم را براى قراردادهاى سنگين اسلحه با غرب كه پس از چندى به آهن قراضه تبديل مى شود صرف نماييم. اميدوارم برخى دستيابى ايران به قدرت را در حجم جغرافيايى و فزونى جمعيت آن توجيه نكنند، يا درآمد نفت آن را دليل پيشرفت اين كشور نشمارند. زيرا ما نيز در جهان عرب كشورهايى داريم كه از نظر حجم و موقعيت كمتر از ايران نيستند. اما براى نان مردم خود دست گدايى به سوى بيگانگان دراز كرده و هرگونه اهانتى را پذيرا مى شوند. افزون بر آن، ثروت نفتى عرب نيز كه مى توانست سلاح برنده اى در برابر اهانت گران و تجاوزكاران باشد به بلايى تبديل شده كه به بهانه آن مورد دستبرد بيگانگان قرار بگيريم. آرى، تفاوت ميان ما و آنها در اين است كه ايرانيان صاحب اراده و اقتدارند و ما چنين توانى در خود نمى بينيم. پيامبر اسلام(ص) مى فرمايد: جوياى علم شويد حتى اگر در چين باشد. و ما اگر بهانه داريم كه چين دور است و دشوارى سفر امكان اندوختن علم در آن وادى را به ما نمى دهد، بايد بگوييم كه ايران نزديك است، بلكه در ميان ما است و امكان آموختن از ايران آسان تر از چين است. پس چرا نمى خواهيم از ايران بياموزيم؟
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 16:37  توسط حسین رمضانی خردمردی
|