يك اوستا شناس و شاهنامه پژوه ايران گفت: نگوييم شب يلدا ، " شب چله" درست و ماندگار است.
" فريدون جنيدي " روز سه شنبه در گفت و گوي تلفني با خبرنگار ايرنا در رشت با تاكيدي مضاعف افزود: اصطلاح شب يلدا از حدود ۳۰سال پيش از زبان عرب وارد زبان فارسي شده، در حاليكه عبارت " شب چله " يادگاريست كه از شش هزار سال گذشته ماندگار است.
وي اظهار كرد: جشن شب چله يادگاري از دوران " مهر نيايش " ايرانيان پيش از زرتشت است.
جنيدي افزود: ايرانيان در شب چله كه بلندترين شب سال بوده است با شادي تاطلوع مهر به نيايش ميپرداختند.
وي گفت: اهميت باطني اين شب براي نياكان ما بدليل بزرگداشت دانش نجوم و اختر ماران بودهاست.
وي اظهار كرد: ايران كشوري كهن است كه اكنون در شهر سوخته آن جمجمه دختري پيدا ميشود كه بيش از چهار هزار و ۸۵۰سال پيش عمل جراحي مغز بر آن انجام شده، و يا در هليل رود جيرفت ( بدنبال كشفيات قاچاقچيان بيدار شديم ) كه بزرگترين محورهاي باستانشناسي جهان شناخته شده ،لوحهاي پيدا شده كه تاريخچه پيدايش خط را ۶۰۰سال پيش تر از خط سومري اعلام مينمايد.
جنيدي افزود: ايراني ، از رهگذر چنين تاريخ كهن و مملو از شكوه و تمدن گذر ميكند .
وي تاكيد كرد: عبارت " يلداي" عربي ۳۰ساله و " شب چله " شش هزار ساله است ، ايرانيان حرمتش را پاس دارند.
براساس افسانههاي كهن اساطيري ايران زمان حكمروايي " چله بزرگ " از نخستين روز زمستان به مدت ۴۰روز آغاز ميشود.
وي در آغاز حكومت خود به برادر كوچكتر و مادر خود "چله كوچك و خاله پير زن يا ننه سرما" قول ميدهد كه زمين و زمان را آنچنان سرد كند كه اسبها در اسطبل يخ بزنند.
زمان حكومت برادر وي نيز "چله كوچك " از دهم بهمن ماه به مدت ۲۰روز آغاز ميشود و وي نيز براي نشان دادن غيرت خود قول ميدهد كه آنچنان سرما بيافريند كه كرهي ماديانهاي آبستن در شكم آنان يخ بزند.
اگر اين دو برادر بتوانند انتظارات مادر خود را بر آورده سازند وي در ماه آخر زمستان مهربان ميشود و هواي لطيف و مطبوعي را به مردمان هديه مي كند و گر نه در واپيسن روزهاي زمستان برف و سرما را حكمفرما ميكند.
گرچه "ننه سرما" انتظار دارد تا اواسط فروردين حكومت كند اما معمولا تا ۱۵اسفند از سه برادر " فروردين ،ارديبهشت و خرداد " شكست ميخورد و تا سال آينده به همراه پسران خود پنهان ميشود.
يلدا در آيين اسلام و فرهنگ ايرانيان
داخلي. فرهنگي. يلدا
مطابق تقويم ايراني، فردا شب، شب يلدا (شب چله)، بلندترين شب سال است كه ايرانيان از دير باز تاكنون اين شب را با مراسم و آيين خاصي به صبح ميرساندند.
در بسياري از كتابهاي فرهنگي نيز نقل شده كه ايرانيان حتي پس از ورود اسلام به ايران زمين، اين شب را تا سحر بيدار مينشستند و همراه با عبادت و انجام مراسم خاصي كه ريشه در برخي اعتقادات مذهبي داشت ، شاهد طلوع آفتاب بوده اند.
صحبت حكام ظلمت شب يلداست نور ز خورشيد خواه گو كه برآيد (حافظ) شب يلدا از نمونه جشنهاي شبانهي ايرانيان است كه هنوز زنده و پابرجا مانده است. بنا بر برخي روايات كهن، يلدا شب تولد خورشيد است.
بر اساس اين باور، طولانيترين شب سال در حالي سپري ميشود و "تاريكي" كه تا ديروز در روزهاي سرد و ظلماني، بر "نور" غلبه يافته بود، جاي خود را به نور و روشنايي ميدهد.
ايرانيان مسلمان در اين شب با دعاي: "اللهماخرجنا منالظلماتاليالنور" از خداوند ميخواستند كه آنها را از ظلمتها و سياهيها خارج كند و به سمت نور و روشنايي هدايت كند و در مورد يلدا گفته شده كه در اين شب نور بر تاريكي پيروز ميشود و دورهي سياهي، تاريكي و تباهي پايان ميگيرد.
يلدا همچنين آغاز "انقلاب زمستاني" است، در برابر "انقلاب تابستاني" كه از اول تير آغاز ميشود.
* شب يلدا شب تولد روشنايي هاست.
يلدا در باورهاي ايران باستان زاد روز "ايزد مهر" يا "ميترا" است.
ايزدي كه در كيش "ميتراييسم" پرستش ميشد و اين دين، يكي از تاثيرگذارترين مذاهبي بود كه نخست در شرق و بعدها در غرب و در دين مسيحيت رد پاي بسياري از خود به جاي گذاشت، الهه مهر و مهرورزي بشمار ميرفت كه در بر اساس اين باور در اين شب به دنيا آمد.
در برخي منابع نيز آمده است كه پس از مسيحي شدن روميان، سيصد سال پس از تولد عيسي مسيح(س)، كليسا جشن تولد مهر را به عنوان زادروز عيسي پذيرفت، زيرا زمان دقيق تولد وي و وجود واقعي او نيز معلوم نبود.
در واقع يلدا يك جشن آرياييست و پيروان ميتراييسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار ميكردهاند. وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان بهساير جهان منتقل شد، در روم و بسياري از كشورهاي اروپايي روز ۲۱دسامبر به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد، ولي پس از قرن چهارم ميلادي و در پي اشتباه محاسباتي، اين روز به ۲۵دسامبر انتقال يافت و از سوي مسيحيان به عنوان "روز كريسمس" جشن گرفته شد.
از اين روست كه تا امروز "بابا نوئل" با لباس و كلاه موبدان ظاهر ميشود و درخت سرو و ستاره بالاي آن هم يادگاري از كيش مهر است.
ابوريحان بيروني در كتاب "آثار الباقيه" درباره ي يلدا مينويسد: اين شب در مذهب روميان عيد يلداست و آن ميلاد مسيح است وبجاست كه ما نيز گرامي و زندهاش بداريم كه در نهاد و آداب و سنت ما ايرانيان، دنيايي از فلسفه، حكمت و زيبايي نهفته است.
دي ماه، در ايران كهن، چهار جشن را در بر داشت: نخستين روز ماه دي و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست و سوم، سه روزي كه نام ماه و نام روز يكي بود.
امروزه، از اين چهار جشن، تنها شب نخستين روز دي ماه، يا شب يلدا را جشن ميگيرند. يعني آخرين شب پاييز، نخستين شب زمستان و پايان قوس كه آغاز جدي و درازترين شب سال است و درازاي تاريكي اين شب نيز پانزده ساعت و پنجاه و چهار دقيقه است.
* معناي يلدا
واژهي يلدا سرياني و به معني ولادت است. ولادت خورشيد (مهر، ميترا) و روميان آن را "ناتاليس انويكتوس" يعني روز تولد (مهر) شكستناپذير نامند.
واژهي "نوئل" نيز از همين آمده است. عيسي مسيح (س) نيز نزد مسلمانان به پيامبر مهر شناخته شده است.
در برهان قاطع درباره ي واژهي يلدا چنين آمده است: "يلدا شب اول زمستان و شب آخر پاييز كه اول جدي و آخر قوس است و آن درازترين شبهاست در تمام سال. و در آن شب و يا نزديك آن شب آفتاب به برج جدي تحويل ميكند."
"اما اين رسم بنا بر مدارك رومي، در ايران باستان چنين برگزار ميشده كه پيران و پاكان به تپهاي رفته، با لباس نو و مراسمي ويژه از آسمان ميخواستندكه آن "رهبر بزرگ" را براي رستگاري آدميان بفرستد و باور داشتند كه نشانهي زايش آن ناجي، ستارهايست كه بالاي كوهي به نام كوه فيروزي كه داراي درخت بسيار زيبايي بوده است، پديدار خواهد شد و موبد بزرگ براي همين نيايشي ميخوانده، كه قسمتي از آن در "بهمن يشت" مانده است:
"آن شب كه سرورم ظهور كند، نشانهاي از ملك آيد، ستاره از آسمان ببارد همان گونه كه رهبرم، از راه برسد و ستارهاش نشان نمايد ..."
* يلدا در آيين اسلام
اسلام با آمدن خود به ايران موجد رشد اعتقادات و باورهاي ديگري شد.
دستورات اسلام يا بر مبناي تاييد و امضاي سنتها و باورهاي موجود بنا شد و يا بر اساس تكميل برخي از اين باورها.
اسلام همچنين برخي از باورها و مراسم را منسوخ كرد و بسياري از مسايل و احكام را نيز تاسيس كرد و در مقابل برخياز مسايل و سنتها نيز اسلام سكوت اختيار كرده است .
يلدا از جمله مراسمي است كه به دليل ارتباط و نزديكي با بسياري از مسايل اسلامي از جمله ، عبادات شبانه و صله ارحام (ديدار نزديكان) و اينكه اين شب قبل از اسلام توسط موحدان مورد عنايت بوده نيز تغايري وجود ندارد.
در ايران پس از اسلام، شب يلدا همچون گذشته گرامي داشته ميشود و مراسم ويژهاي براي آن برگزار ميشود، زيرا ايرانيان بر اساس حكمت اشراق و آموزههاي ديني اسلامي حكمايي مانند "سهروردي" ، با استناد به آيه كريمه " الله نور السموات و الارض" (خداوند نور آسمانها و زمين است) و ديگر آيات كريمه قرآن، در زمينه بهرهگيري مومنان از نورالهي، به تدبير و تعمق در معني شناسي هستي پرداخته و شب يلدا را نماد قدرت الهي و شب گسترش نور الهي در زمين ميدانند.
در باور ايرانيان مسلمان، خداوند آيات و نشانههاي خود را در خلقت كائنات مستتر كرده است و مومن ميتواند با تعمق در آن به اين آيات پي برد و شب يلدا نمونهاي است كه ميتوان با تعمق و تدبير به معناي عميق آن دست يافت .
* يلدا در گاه شمار ايرانيان
ايرانيان از ديرباز ملتي مومن و موحد بودهاند و آموزههاي اصيل زرتشت نيز بر پايه توحيد و جلوگيري از شرك بوده است .
جشن شب چله، جشن بزرگداشت دانش در دوران باستان نيز بوده است.
ايرانيان در هفتهزار سال پيش، به گاهشماري خورشيدي دست پيدا كردند و دريافتند كه اولين شب زمستان بلندترين شب سال است.
آنان دريافتند كه گاهشماري بر پايهي ماه نقايص زيادي دارد، پس به پژوهش درباره ي حركت خورشيد پرداختند و گاهشماري خود را بر آن پايه گذاشتند. آنها حركت خورشيد را در برجهاي آسمان اندازهگيري كردند و براي هر برجي نيز نام ويژه نهادند.
آنها دريافتند، هنگامي كه برآمدن خورشيد با برآمدن برج "بره" (حمل) در يك زمان باشد، اول بهار است و روز و شب با هم برابر است. آنها همچنين ميتوانستند در شب، شش برج را ببينند. از سر شب يكييكي برجها از جلوي چشمها عبور ميكنند.
"برج بره"، سپس "برج گاو" و ... شش برج ديگر كه ديده نميشوند در آن سوي زمين هستند و مردماني در آن سوي زمين شش برج ديگر را تماشا ميكنند.
آنها دريافتند كه اول پاييز و بهار روز و شب برابر و در اول تابستان روز بلندتر از شب است. گاهشماري خود را بر اساس "چهل روز، چهل روز" تقسيم كردند.
در فرهنگ ايرانيان عدد چهل مانند عدد شش و دوازده اهميت ويژهاي دارد.
واژههاي "چله نشستن"، "چلچلي"، "اربعين"، "چهل گيس" و "چهل كليد" نشانهي اهميت اين عدد در فرهنگ ايرانيان است. آنها همچنين ماه را به چهل روز تقسيم كردند و ۹ماه داشتند، اما پس از مدتي درازاي ماه به سي روز تغيير پيدا كرد و ماه سي روزه شد.
گاهشماري ايرانيان تا زمان دانشمند بزرگ حكيم "عمرخيام" ادامه داشت.
با ورود اسلام گاهشماري قمري تازيان نيز يكي از گاهشمارهاي مورد استفاده سرزمين ايران شد. وزراي ايراني هر پيشنهادي كه براي اصلاح تقويم ميكردند از سوي خليفهگان عباسي رد ميشد.
آنها ميگفتند: اگر تقويم شما اصلاح شود باز به آيين و فرهنگ پيشين خود باز ميگرديد، اما در زمان خيام شرايط دگرگون شد.
خيام در ۲۸سالگي هنگامي كه وارد دربار شاه خوارزم ميشد، شاه از جاي خود بلند ميشد و او را كنار خود مينشاند. احترامي كه پادشاه به خيام ميگذاشت، باعث شد دست او در اصلاح گاهشماري ايرانيان باز شود. با اصلاح گاهشماري بار ديگر فرهنگ و آيين ايراني زنده شد.
در اسطورههاي كهن ايراني چنين آمده است: ماه، دلدادهي مهر است و اين هر دو راهي جدا دارند. زمان ماه شب است و مهر روزها بر ميآيد. ماه بر آن است كه سحرگاه راه بر مهر ببندد، اما هميشه در خواب ميماند و روز فرا ميرسد كه ماه را در آن راهي نيست. سرانجام ماه تدبيري ميانديشد و ستارهاي را اجير ميكند، ستارهاي كه اگر به آسمان نگاه كني هميشه كنار ماه قرار دارد و عاقبت نيمهشبي، ستاره ماه را بيدار ميكند و خبر نزديك شدن خورشيد را به او ميدهد.
واين شب، "يلدا" نام ميگيرد. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها يك شب به ديدار يكديگر ميرسند و هر سال را فقط يك شب بلند و سياه و طولاني است كه همانا شب يلداست.
يلدا در افسانهها و اسطورههاي ايراني "حديث ميلاد عشق" است كه هر سال در "خرم روز" تكرار ميشود.
در زمان "ابوريحان بيروني" به دي ماه، خور ماه نيز ميگفتند كه نخستين روز آن خرم روز نام داشت و ماهي بود كه آيينهاي بسياري در آن برگزار ميشد. از آنجا كه خرم روز، نخستين روز دي ماه، بلندترين شب سال را پشت سر دارد، پيوند آن با خورشيد معنايي ژرف مييابد. از پس بلندترين شب سال كه يلدا ناميده ميشود، خورشيد از نو زاده ميشود و طبيعت دوباره آهنگ زندهگي ساز ميكند و خرمي جهان را فرا ميگيرد.
ايرانيان نيز كه همواره دوستدار شادي و شادماني و زندگي بودند، اين شب را را با شور و سور و دستافشاني و پايكوبي سپري ميكردند.
در دوران باستان بناهايي نيز براي سنجش رسيدن خورشيد به مواضع سالانه و استخراج تقويم ساخته ميشده كه يكي از مهمترين آنها "چارتاقي نياسر" كاشان است كه در حال حاضر تنها بناي سالم باقيمانده در اين زمينه در ايران است.
پژوهشهاي در خصوص اين چارتاقي ، نشان ميدهد كه اين بنا بگونهاي طراحي و ساخته شده است كه ميتوان زمان رسيدن خورشيد به برخي از مواضع سالانه و نيز نقطه انقلاب زمستاني و آغاز سال نو ميترايي را با دقت تماشا و تشخيص داد.
تحليل علمي "شب يلدا"، به روايت كارشناس اخترشناسي "ابن صلاح همدان "
"اكرم باقر پور امامي " كارشناس مركز اخترشناسي ابن صلاح همداني علت رخداد طولانيترين شب سال را توضيح داد.
از اول مهرماه به مدت سه ماه ميل خورشيد جنوبي است و در طول اين زمان مدت تابش خورشيد در نيم كره شمالي، كمترين مدت تابش خواهد بود كه اين امر سبب ايجاد بلندترين شب سال در ابتداي دي ماه(شب يلدا) ميشود.
زمين هر سال يك بار در خلاف عقربههاي ساعت به دور خورشيد ميچرخد و مسير اين حركت بيضي شكل است، بنابراين فاصله زمين تا خورشيد در طي اين مدت يك سال ثابت نيست.
بر خلاف تصور اوليه، پيدايش فصلها ناشي از اين فاصله متغير نيست، زيرا همزمان كه نيم كره شمالي در فصل تابستان بوده، در همان هنگام در نيم كره جنوبي زمستان است.
اگر محور زمين كج نبود وبر صفحه مدار گردش انتقالي خود (دايره البروج) عمود بود، هميشه در همه جاي كره زمين ۱۲ساعت روز و ۱۲ساعت شب وجود داشت.
هم چنين اگر محور چرخش زمين به طرف خورشيد قرار داشت نيز همواره در نيمي از كره زمين روز و در نيمي ديگر شب بود اما محور چرخش زمين بين اين دو حالت قرار دارد و زاويه ۲۳/۴۵درج ميسازد و اين اتفاق سبب ميشود تا تعداد ساعات روز بين صفر تا ۲۴در تغيير باشد.
كارشناس مركز اخترشناسي ابن صلاح همداني افزود: اگر كره آسمان توسط خط فرضي به نام استواي سماوي به دو نيم كره شمالي وجنوبي تقسيم شود،اين دو خط فرضي با دايرهالبروج زاويهاي ميسازد كه در دو نقطه از سال يكديگر را قطع كرده و در دو نقطه ديگر به بيشترين كشيدگي از هم خواهند رسيد.
ابتداي فروردين ماه و مهرماه نقاط تقاطع اين دو خط فرضي هستند كه ميزان تابش نور خورشيد به دو نيم كره يكسان و تعداد ساعات شب و روز برابر است.
در ابتداي تيرماه ما بيشترين تابش خورشيد به سطح زمين را شاهد هستيم كه در اصلاح از آن به عنوان انقلاب تابستاني ياد ميكنند و نيز در ابتداي دي ماه ما شاهد كمترين مدت تابش خورشيد هستيم كه از آن به عنوان انقلاب زمستاني ياد ميكنند.
و هو الذي خلق اليل و النهار و الشمس والقمر كل في فلك يسبحون ۵۶۶/۵۶۴
شب قبل از فرارسيدن نخستين روز دي ماه، طولانيترين شب سال است كه آن را "شب يلدا" يا "شب چله" گويند.
دي ماه را ايرانيان باستان "خورماه" نيز ميگفتند.
زمستان در نزد ايرانيان باستان به دو چله كوچك و بزرگ تقسيم ميشود، چله بزرگ از اول ديماه تا دهم بهمن ماه را شامل ميشود و از دهم بهمن به بعد را چله كوچك ميگويند و يلدا اولين شب چله بزرگ است.
به عقيده باستان شناسان اين شب نيز همانند ديگر رسم و رسومات بهانه و ترفندي براي شاد بودن و شاد كردن در نزد ايرانيان است.
برگزاري اين شب در جاي جاي كشور از آيين و سنتهاي خاص و در برخي موارد منحصر بفردي برخوردار است اما وجه مشترك همه اين سنتها ديد و بازديد از اقوام و فاميل، بيدار ماندن تا پاسي از شب و شاد بودن و شاد كردن است.
در اين شب كوچك و بزرگ، پير و جوان، نو عروسان و تازه دامادها هر كدام دليلي براي جنب و جوش و شادي دارند و هر يك فرارسيدن اين شب را از چند روز قبل لحظه شماري ميكنند.
مردم ايران براين باورند كه زمستان به دو چله كوچك و بزرگ تقسيم ميشود، "چله بزرگ" از اول ديماه تا دهم بهمن ماه و از دهم بهمن به بعد را "چله كوچك" ميگويند كه "يلدا" نخستين شب از چله بزرگ است.
به اعتقاد آنان جهان در يلدا يا شب چله، تيرهترين و طولانيترين شب خود را از سر ميگذراند تا با ورود به فصل پربركت و بارشهاي زمستانه، خود را براي رسيدن به بهار و تابستان پر از نعمت و روزي، آماده كند.
در اين شب اعضاي فاميل و بزرگان هر خانوادهاي با تدارك سفره مملو از خوردنيها و ميوجات و خشكبار، اقوام را به رسم صله رحم به مهماني دعوت ميكنند و آنان را بر سفره وحدت و يكرنگي مينشانند.
در همه جاي ايران رسم است كه در بلندترين شب سال افراد دور و نزديك در منزل بزرگ خانواده گرد آمده و با خوردن ميوه و آجيل اين شب را به شادي سپري ميكنند.
دراين ميهماني همه افراد حاضر با خوردن ميوههاي گوناگوني مانند هندوانه خربزه، انار، سيب، انگور و غيره همچنين انواع خشكبار مانند كشمش، فندوق، تخمه بو داده و انواع شيريني كه هر كدام به نوعي نماد و نشانهاي از بركت، تندرستي، فراواني است، اين شب را با لطف خوش و مهرباني در كنار هم سپري مي كنند.
از جمله آيينهاي مرسوم شب يلدا آن است كه خانوادهها در اين شب نشيني به ديوان لسانالغيت حافظ شيرازي مراجعه ميكنند ، آنان با نيت بهروزي و شادكامي ديوان را گشوده و فال و مراد دل خود را از او طلب ميكنند.
چله بردن به خانه عروس و خانواده او از ديگر سنتهاي كهن و با سابقه در فرهنگ و تمدن ايراني و نشانه ميل و رغبت خانواده داماد به وصلت انجام شده و منزلت عروس در نزد خانواده شوهر است.
با فرا رسيدن شب چله مردهاي جوان خنچهها و طبقهاي آراسته به ميوه و گل، شيريني و كله قند را همراه با چشم روشني به رسم هديه به خانه عروس جوان ميبرند.
خانواده دختر نيز به پاس قدرداني و شادكامي از حضور خانواده داماد جشن كوچكي بر پا ميكنند و نزديكان فاميل را براي حضور در اين جشن دعوت ميكنند و به رسم يادبود نيز متقابلا لباس يا پارچه به تازه داماد هديه ميدهند.
به اين ترتيب يكي دو روز قبل از فرارسيدن شب چله مردهاي جوان خنچههاي آراسته به ميوه رابه خانه نامزدهاي خود ميفرستند و خود به مهماني خانه عروس ميروند، خانواده دختر هم لباس و پارچه نبريده به داماد هديه ميدهند.
عضو هيات علمي دانشكده ادبيات دانشگاه آزاد اسلامي واحد نيشابور در اين زمينه گفت: در فرهنگ ايراني خنچه، طبق مستطيل شكل چوبي است كه روي آن را با سفره قلمكار يا ترمه ميپوشانند و بر آن ظرفهاي بزرگ ميوه را كه در زر ورقهاي رنگين پيچيده شده و با گل و نوارهاي مواج آراستهشده، ميچينند.
مهري فخرالاسلام گفت: در گذشته گرد آمدن شب چله دور كرسي با نقل خاطرات شيرين و خواندن كتابهاي داستاني تا نزديك صبح ادامه مييافت.
وي با اشاره به اينكه تفال به ديوان حافظ يكي ديگر از آيين اين شب است است، گفت: در برخي ديگر از نقاط ايران"شاهنامه خواني" رواج دارد، نقل خاطرات و قصه گويي پدربزرگها و مادربزرگها نيز يكي از مواردي است كه يلدا را براي خانواده ايراني دلپذيرتر ميكند.
يك متخصص اسطوره شناسي و تاريخ باستان بابيان اينكه جشن شب چله جشن بزرگداشت علم در ايران است،اظهار داشت: نياكان ما در هفت هزار سال پيش به گاهشماري خورشيدي دست پيدا كردند و با تفكر و تامل دريافتند كه اولين شب زمستان بلندترين شب سال است.
دكتر فريدون جنيدي گفت: هزاران سال است كه ايرانيان مراسم اين شب را برگزار ميكنند اما آنچه باعث تعجب انسان متمدن و پيشرفته امروز شده، چگونگي دستيابي ايرانيان باستان به گاه شماري است كه اينچنين دقيق طلوع و غروب خورشيد را بررسي كرده است.
او افزود: اين امر از جمله ويژگيهاي منحصر به فرد تمدن ايراني است كه تا ابد موجب ماندگاري و سرافرازي تمدن ايراني است.
دي ماه، در ايران كهن چهار جشن را در برداشت، نخستين روز ماه دي و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست و سوم، روزهايي كه نام ماه و روز، يكي بود.
امروزه از اين چهار جشن، تنها جشن شب نخستين روز دي ماه(شب يلدا) باقي مانده است، يعني آخرين شب پاييز و طولانيترين شب سال.
يك پژوهشگر ادبيات گفت:"يلدا" لغتي سرياني و به معني ميلاد است و چون شب يلدا را با ميلاد مسيح مصادف دانستهاند، از اين رو اين نام را بر اين شب گذاشتهاند.
علي كبيري اظهارداشت:از آنجا كه ايرانيان نور و روشنايي را مظهر پاكي و تعالي دانسته، سياهي و تاريكي را نمادي از اهريمن ميدانستند لذا شب يلدا را به عنوان طولانيترين تاريكي سال، سخت شوم و نامبارك ميدانستند و به همين منظور براي مقابله با اين نماد اهريمني تا پاسي از شب به سرور و شادي ميپرداختند.
وي گفت: مراسم شب چله(يلدا) خانوادگي برگزار ميگردد وافراد دور و نزديك در منزل بزرگ خانواده گرد ميآيند و با خوردن ميوه و آجيل شب را به شادي مي گذرانند.
كبيري با اشاره به شاديها و خوردنيهاي معمول در اين شب زندهداري، گفت:
خوردن هندوانه، خربزه، انار، سيب و انواع خشكبار به خصوص آجيل شيرين و تخمه بو داده شور و در صورت امكان خوردن برف و شيره نيز در اين شب رايج است.
خوردن هندوانه در شب يلدا جزو آداب و رسوم كليه شهرها و مناطق است و هندوانه ميوهاي است كه هيچ گاه بر سر سفره شب يلدا از قلم نميافتد، زيرا عده زيادي از مردم معتقدند كه اگر مقداري هندوانه در شب چله بخورند، در سراسر چله بزرگ و كوچك در زمستان پيش رو سرما و بيماري بر آنها غلبه نخواهد كرد.
برگزاري مراسم شب يلدا با همه دلايل علمي و افسانهاي خود از جمله آداب و رسوم ايراني است كه همچنان علي رغم گذشت سالها از جايگاه ويژهاي در قلب و روح ايرانيان برخوردار است.
شب چلهاي ديگر در راه است حلاوتش را دريابيم
داخلي. اجتماعي. مناسبتها. چله.
از : مرضيه ضامن
باز شب چلهاي ديگر يادگاري شيرين از شش هزار سال قبل در راه است چه زيبا و شايسته است كه حلاوتش را دريابيم.
و باز در ميان ازدياد دود ، آهن و سياست ،يادگاري از گذشتگان داد رسمان شده و در اين مسير دشوار زندگي امروز حلاوت يادگار نياكان بهشتي روانمان را مزه مزه ميكنيم.
سرما تقريبا در همه كهن زادبوممان فراگير شده و شادي خريد هندوانه ، دانههاي ياقوتي انار ، آجيل شب چله و حافظ و نيايش در راه است.
"فريدون جنيدي " اوستاشناس و شاهنامهپژوه ايران با كلامي محكم ميگويد:
" شب چله " صحيح است، لطفا لفظ " شب يلدا " را بكار نبريم.
وي ، در آستانه فرا رسيدن شب چلهاي ديگر در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود : اصطلاح شب يلدا از حدود ۳۰سال پيش از زبان عرب وارد ايران شده ، در حاليكه " شب چله " يادگاريست كه از شش هزار سال گذشته ماندگار است.
وي اظهار كرد: جشن شب چله يادگاري از دوران " مهر نيايش " ايرانيان پيش از ظهور زرتشت است.
وي ادامه داد: مهر داراي دو جنبه گيتيايي (مادي ) و مينويي "بهشتي"است و از آنجا كه در پرتو نور كجي و دروغ نمايان ميشود ، مهر "فروغ سپيده دم " مظهر پاكي بوده است.
جنيدي افزود: ايرانيان در شب چله كه بلندترين شب سال بوده است با شادي تا طلوع مهر به نيايش ميپرداختند.
وي گفت: اهميت باطني اين شب براي نياكان ما بدليل بزرگداشت دانش نجوم بودهاست.
وي افزود:در آن زمان با استفاده از دانش نجوم و رياضي گاهشماري بر اساس عدد چهل بدست آورده بودند كه اين روز را به عنوان بلندترين شب سال دانسته و از فرداي آن روز خورشيد و فروغ سپيده دم در هر دو روز يك دقيقه زودتر طلوع ميكند.
وي اضافه كرد:امروزه، ظاهري از شب چله از پدربزرگان و مادربزرگان بهشتي روان اين مرزو بوم برجاي مانده كه شادي ، قصه و هفت ميوه ماندگار "بيرون از يخچال ميمانند" است.
بر اساس افسانههاي كهن اساطيري ايران زمان حكمروايي " چله بزرگ " از نخستين روز زمستان به مدت ۴۰روز آغاز ميشود.
وي در آغاز حكومت خود به برادر كوچكتر و مادر خود "چله كوچك و خاله پير زن يا ننه سرما" قول ميدهد كه زمين و زمان را آنچنان سرد كند كه اسبها در اصطبل يخ بزنند.
زمان حكومت برادر وي نيز "چله كوچك " از دهم بهمن ماه به مدت ۲۰روز آغاز ميشود و وي نيز براي نشان دادن غيرت خود قول ميدهد كه آنچنان سرما بيافريند كه كرهي ماديانهاي آبستن در شكم آنان منجمد شود.
اگر اين دو برادر بتوانند انتظارات مادر خود را بر آورده سازند وي در ماه آخر زمستان مهربان ميشود و هواي لطيف و مطبوعي را به مردمان هديه مي كند و گر نه در واپيسن روزهاي زمستان برف و سرما را حكمفرما ميكند.
گرچه "ننه سرما" انتظار دارد تا اواسط فروردين حكومت كند اما معمولا تا ۱۵اسفند از سه برادر " فروردين ، ارديبهشت و خرداد " شكست ميخورد و تا سال آينده به همراه پسران خود پنهان ميشود.
اما ، در گيلان نيز تقريبا همه خانوادهها در تدارك برپا كردن اين شب باشكوه ايراني هستند.
طولانيترين شب سال در گيلان فرصتي است براي آموختنهاي بسيار و بازآموزي شيوهها ، راهكارها و انتقال تجربيات گذشتگان به نسل جديد براي زندگي بهتر و پشت سر گذاشتن دشواريها و رسيدن به سپيده دمان نوبختي.
در اين شب پيران و جوانان به دور همحلقه ميزنند و از تجربيات گذشتگان پند ميگيرند و دور هم نشيني خانوادههاي گيلاني در شب چله نشان از انجام صله رحمي دارد كه از ديرباز به آن اعتقاد دارند.
در اين شب قصهگويي پيران از افسانههاي ايراني و اتفاقات گذشته براي كوچكترهاي خانواده جلوهاي ديگر دارد.
دراين شب از ميهمانان با انواع ميوههاي پاييزي چون انار، پرتقال ، گلابي ، خوج " گلابي محلي "، به ، نارنگي ، ليمو، ازگيل و از همه مهمتر هندوانه به عنوان نشانه اصلي شب چله پذيرايي ميشود.
فالگيري اشعار حافظ شيرازي و گشتن سرنوشت خانواده در دل اشعار اين پير عارف ايراني از ديگر جلوههاي شب چله است .
سبزي پلو با ماهي به ويژه ماهي شور در اين شب يكياز غذاهاي سنتي و مهمي است كه خانوادهها براي پذيرايي از ميهمانان تهيه ميكنند و در كنار ساير غذاها با آن از ميهمانان پذيرايي ميكنند.
شب چله گيلاني براي زوجهاي جوان هم شبي به يادماندني است و در اين شب خانواده داماد براي عروس خود هدايا به همراه انواع ميوههاي شب چله مي فرستند و دو خانواده به همراه ميهماناني ديگر به خوشي و شادماني اين شب بلند پاييزي را به سپيده دم خوشبختي پيوند ميزنند.
يلدا، شب پيكار نور و تاريكي و شب پاسداشت اميد
مردمان گيلان، كه سبز بودن را از درختان تناور جنگلهايشان فراگرفتهاند، اواخر پاييز هر سال خود را براي شب چله آماده ميكنند.
در كتاب گيلان از يلدا به عنوان گراميداشت شب اول زمستان كهاز فرداي آن تاريكي كاستي ميگيرد و خورشيد هر روز قدري بيش از روز پيش بر جهان روشنايي ميافكند، ياد شده است.
در فرهنگ مردمان اين ديار سه ماه زمستان به دو چله تقسيم ميشود.
"پيلهچله" يا چله بزرگ كه از اول دي آغاز و تا دهم بهمن ادامه مييابد و "كوچه چله" يا چله كوچك كه از دهم بهمن تا ۲۰اسفند است.
گيلانيان معتقدند اگر سالي چله خشكي بشود يعني برف كم ببارد و روزهاي آفتابي فصل زمستان بيشتر باشد سال بعد زراعت خوب نخواهد بود و مردم و دامهايشان بيشتر بيمار ميشوند.
آنها بر اين باورند كه زود خفتن در اين شب شگون ندارد و موجب كسالت و تنبلي فرد ميشود.
بزرگترهاي فاميل ميدانند كه در اين شب فرزندانشان به دور اجاق گرم دلهاي آنان، جمع ميشوند تا به قصهها و حكايات قديمي آنها گوش فرادهند.
"فريدون نوزاد" پژوهشگر گيلاني به خبرنگار ايرنا گفت: در برخي نقاط گيلان به تعداد اعضاي خانواده شمع ميخريدند و با تاريك شدن هوا شمعها را به نيت بهروزي روشن ميكردند.
وي افزود: قديمها در بعضي نقاط روستايي فال پوست هندوانه ميگرفتند. فال پوست هندوانه به اين شكل بود كه برش نازكي از پوست محل اتصال به هندوانه به ساقه ميبريدند و آن را به چهار مثلت تقسيم ميكردند. فالگيرنده پوستها را در دست ميگرفت و پس از نيت از پشت سر خود به جلو ميانداخت هرچه رويههاي سبز بيشتر بود فال نيز بهتر تعبير ميشد.
در اين شب لسانالغيب حافظ شيرازي كه آوازهاش جهان را گرفته با غزليات شيرينتر از قندش ميهمان اغلب خانههاي ايرانيان ميشود تا او نيز به نوبه خود اميد را در دلهاي مردم زنده سازد.
فردوسي نيز با شاهنامه حماسياش به ديدار برخي ديگر از علاقهمندان شعر و ادبيات فارسي ميرود.
"شب چره" يا خوراكيهاي شب چله كه هندوانه، انار و آجيل اجزاي اصلي آن را تشكيل ميدهد، از روزها قبل تهيه ميشود كه در كنار خويشان و دوستان خورده شود.
مادربزرگها كه هنوز خودكفايي را فراموش نكردهاند بذرهاي كدو، هندوانه، خربزه و آفتابگردان را كه تابستان جمع كردهاند به همراه عدس، سويا و برنج براي آجيل بو ميدهند.
ازگيل و گلابي جنگلي نارس (خوج) كه از سال قبل درون آب نمك به شكل كنسرو در آمده نيز از پستوي خانهها بيرون آمده و بر سفره شب چله نهاده ميشود.
در قديم اگر برف پاك روي زمين بود، آن را در كاسههاي كوچكي ميريختند و همراه با يك نوع شيره تهيه شده از گلابي جنگلي (اربادوشاب) مصرف ميكردند و معتقد بودند علاوه بر خوشمزگي داراي خواص درماني و موجب پيشگيري از سرماخوردگي است.
تهيه "كاكا" كه نوعي شيريني محلي مخلوط از آرد و شير و شكر يا كدو حلوايي پخته و شير و شكر است در بعضي نقاط مرسوم است.
در اين شب از قهر و ناراحتي خبري نيست و همه بايد با روي خوش در كنار هم بنشينند.
تازهدامادها بايد به خانه عروس عقدي و يا نامزدهايشان تحفه بفرستند كه بنا به سنت شيريني و آجيل و پارچه يا هداياي ديگري است.
خوشصداهاي فاميل، بزمهاي خانوادگي را با ترانههاي زيباي محلي گرم ميكردند.
كوچكترها نيز در قديم به فندق بازي، گردو بازي، شاه وزير بازي، گل يا پوچ بازي ميپرداختند كه امروز جاي خود را به تماشاي تلويزيون و يا بازيهاي رايانهاي داده است.
در برخي نقاط گيلان بر اين باور بودند كه همه آبهاي جهان در لحظهاي نامعين در اين شب منجمد ميشود و هركس آن لحظه را دريابد هر آرزويي داشته باشد، به مرادش ميرسد.
آيينهاي شب يلدا و باورهاي مربوط به آن با تغيير شيوه زندگي مردمان در گيلان نيز همانند ديگر نقاط كشور دستخوش برخي تغييرات شده، اما آنچه در طول اين ساليان همواره زنده مانده، روح زنده و بانشاط و پر اميد اين آيين كهن و معناي وجودي آن است.
امسال هم ملكه سرما حتي در بلندترين شب سال به آرزوهاي خود يعني سرد كردن و سخت كردن دلهاي آدميان و منزوي كردن آنها نميرسد.
زيرا كه گيلانيان همواره پاسدار نور و اميد و روشني بودهاند و چون ديگر هموطنانشان با سلاح اميد و همبستگي و دوستي اين شب سرد و بلند را به اميد فردا و فرداهايي بهتر و روشنتر به صبح ميرسانند.
